من سیناهستم امیدوارم از این وبلاگ خوشتان بیاد نظر یادت نره!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:40 توسط .:.سیناو الهه.:. |
اما او آمد، او از سراپرده احساس با پایی از جنس بلور و چشمانی پر از نور بر قلب توری انداخت که دل اسیر دامش شد. مانده بود که چه کند!؟ بماند یا تقلا کند که برود؟ اما خوب میدانست که این یک اتفاق ساده نیست ، یک معجزه است. دستان خدا را میدید که بر قلبش نشسته بود و چشمانش را گریان و زندگیش را سراسر روشنی کرده بود گویی روز و شبش یکی شده بود





دل ناحودآگاه اسیر دستان عشق شده بود!
دیگر نگاهش به نگاه او آرام میگرفت .
تپش قلبش با نوازش دستان او به نواختن خود ادامه می داد
.
او ماند تا همیشه از شنیدن صدای زیبای آن نواختن قلب در دل
و این تاختن عشق بر روی عقل زندگی زیبای جدیدش را زیبا تر کند
اینک ؛او عاشق شده بود....



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:39 توسط .:.سیناو الهه.:. |
نظر بر ابر كردم ابر باريدن گرفت نظر بر يار كردم يار را زاريدن گرفت تكيه بر ديوار كردم خاك بر فرقم نشست خاك بر فرقش نشيند انكه يار از من گرفت... 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:38 توسط .:.سیناو الهه.:. |
به گل گفتم: عشق چیست؟
گفت: از من خوشگل تر پروانه است
به پروانه گفتم عشق چیست ؟
گفت : از من زیبا تر شمع است
به شمع گفتم : عشق چیست ؟
گفت : از من سوزان تر عشق است
به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟
گفت نگاهی بیش نیستم!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:37 توسط .:.سیناو الهه.:. |
چشمانت را برای زندگی می خواهم ![]()
اسمت را برای دلخوشی می خوانم ![]()
دلت را برای عاشقی می خواهم ![]()
صدایت را برای شادابی می شنوم ![]()
دستت را برای نوازش می خواهم ![]()
و پایت را برای همراهی می خواهم ![]()
عطرت را برای مستی می بویم ![]()
خیالت را برای پرواز می خواهم ![]()
و خودت را نیز برای پرستش ![]()

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:45 توسط .:.سیناو الهه.:. |
کاش یادمان باشد که هرگاه دلی را آرام کردیم نقش خدا را بازی کرده ایم ! پای جای پای او گذاشته ایم ! خداگونه شده ایم ! یادمان باشد هرگاه که با یک نگاه مهربانی، دیگری را نورباران کردیم، خدا در چشمان ماست !!! یادمان باشد هرگاه که با کلامی صمیمی جویای حال هم نوعی شدیم، خدا در زبان ما نشسته !!! یادمان باشد که هرگاه دست مهربانی بر شانه رفیقی گذاشتیم خدا در دستان ما جاری است !!! یادمان باشد فرصت های خداگونه شدن بسیار ساده سبز می شوند و چه زود از دست می روند ! ؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:45 توسط .:.سیناو الهه.:. |
هر وقت مست بودم یه جورایی گلم به من گیر می داد که چرا از این جور چیزها میخورم ؟ خندید به من تو مستی گفت دانم مرا می خواهی گفتم نه لیوانی می خواهم ! گفت از بهر شراب ترا چه حاصل ؟ گفتم هیچ ! اما راستی را در شرابم دیدم و دغل بازی در سجاده گفت برای چه لاف می زنی گفتم مستم بدنبال دلیلی مباش گفت این رسم خدایی نیست گفتم شاید اما رسم دل همین است گفت دیوانگی به چند خریدی ؟ گفتم به عمرم گفت عاشقی و رسم عاشقان اینست گفتم سرخی شرابم عشق من است گفت دلت به واق واق سگی خوش است ؟ گفتم خوش به آن صدا که هیچ زخم نمی زند گفت رسم این بود می و دلبر کنار هم گفتم خوشیم به می وسگ کنار هم ! گفت این حال به چند میفروشی ؟ گفتم عمری ست خلایق بدنبال من گفت شکر حق کن برای حال ؟ گفتم شکر ساقی بس است به وقت حال!!! گفت مجید کم بزن لاف در این وقت تنگ گفتم خوشم به حال مستی و راستی حرف حق!!! 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:44 توسط .:.سیناو الهه.:. |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:43 توسط .:.سیناو الهه.:. |
۱. صادق باش به اعتدال غذا بخور . ۲. هیچ گاه در مقابل یک نیروی محرک ناگهانی مثبت مقاومت نکن . ۳.کارهای نوشتنی خود را پس از اتمام به دقت مرورکن . ۴. در طول مسیر سفر هر چند وقت یک بار از ماشین پیاده شو و از دیدنی های کنار جاده لذت ببر . ۵. هر گاه شاهد پیشرفتی در یاد گیری چیزهای جدید در فرزندت بودی یادداشت تشکری برای آموزگار او بنویس. ۶ .از فعالیت های کاری اعضای خانواده ات پشتیبانی کن. ۷. فراموش نکن که روز های بد برای همه هست . ۸. هیچ وقت عمدا کسی را به دردسر نینداز. ۹. وقتی به سفر میروی در تعطیلات خیلی نگران هزینه ها نباش بعضی از اوقات وقت شمردن سکه ها نیست بلکه زمان خلق خاطرات است . ۱۰. با اشتیاق و انرژی ورزش کن . ۱۱. هر وقت عصبانی شدی سی دقیقه پیاد روی کن ۱۲. هر وقت خیلی عصبانی شدی چند تکه هیزم خرد کن . ۱۳. در هنگام پس دادن کتاب یا البسه ای که قرض گرفته ای یک یادداشت قدردانی هم روی آن بگذار. ۱۴. وقتی به خانواده ای سوار بر یک کامیون باربری برخورد کردی برای آنها دستانت را تکان بده با این کار تمام لذت دنیا را به آنها داده ای .
![]()

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:42 توسط .:.سیناو الهه.:. |